|
سلام ستاره. سلام جیرجیرک
باز این منم، سلام.امشب چقدر قشنگ شده. چقدر هوا تاریک شده.
چقدر سیاهی هست. چقدر سایه هست.
-" من دوستت دارم. دوستت دارم سایه."
سلام ماه. امشب هم که نیستی. پس سلامم را پس می گیرم و به پشه ها تقدیم می کنم. پشه ها خوبند. آنها همیشه هستند. مثل خود من هستند. ریز . حقیر. خفیف.
سلام تب. سلام شرجی. خجالت بکش. ول کن این شبهای پاییزی را. جای نسیم خالی، جای باران هم. به جاش، بزار گریه کنم. آه بکشم.آخه دلم پاییزی است. دلم همه اش شب پاییزی است.
چقدر امشب تنهاییم. ما همه. الهی بمیرم.
-" من هم دوستت دارم. ولی اسم من که سایه نیست."
ساعت چند شده؟ دیر کردم. صبح کلی کار دارم. گلویم درد گرفته از بس بی صدا گریه کردم. پشه های لعنتی. برید گم شین. چقدر دور این چراغ می چرخید؟ چرا نمی فهمید سر کارید؟ احمق ها. کودن ها. چقدر مثل منید.
آه، چقدر امشب خل شده ام. سرم گیج می رود. انگشتانم می لرزند. خوب است که در تاریکی نشسته ام.
-"سایه، چقدر خلی، چقدر گیجی. من که به تو گفته بودم دوستت دارم. یادت نیست؟"
خمیازه. اشکهایم می رود توی دهانم! دیگر می روم گورم را گم کنم.فردا جمعه است. دق می کنم.مرگ بر جمعه.مرگ بر من. مرگ بر سایه.
-"تو چیزی گفتی؟"
شب به خیر ستاره. شب به خیر جیر جیرک
-"شب به خیر ........سایه"
|